تبليغاتX
خدا حافظ دنیا


نمی دانم كه اين عشق چگونه بر

 

نمی دانم كه اين عشق چگونه بر

 

 كوير خشك قلبم باريد كه دل بی خبرم عاشق شد

 

 و به عشقش می بالد

 
نمی دانم می داند كه با ديدنش می رود از تن و جانم خستگی

 
نمی دانم تا كی عاشق می ماند

 
نمی دانم می داند بدون او بی قرارم ، هيچم ، پيچم

 
نمی دانم می داند در انتظار فردای با او بودنم

 
نمی دانم چگونه سر کنم لحظات بی او بودن را

 
نمی دانم می داند كه هيچگاه عشق واقعی نمی ميرد

 
نمی دانم می داند دوست ندارم در رويای كسی ديگر باشم

 

 

 

 

بيا امشب دمي با من کنار بسترم بنشين

 

من از عشق تو مي سوزم تو با خاکسترم بنشين

 

به اشک چشم و خون دل تو را من آرزو دارم

 

بيا همچون غبار غم به چشمان ترم بنشين

 

مرا گفتي که مي آيم تو را باور نمي کردم

 

در اين غم خانه هستي به باغ باورم بنشين

 

به حاتم خانه چشمم اگر ديدي غمي پنهان

 

قدم بردار از آن چشم و به چشم ديگرم بنشين

 

به جانم آتش عشقت ببين امشب چه مي سازد

 

مرا ديدي اگر بي جان کنار پيکرم بنشين

 

زه آه آتش افروزم پياپي شعله مي بارد

 

بيا آب محبت شو به روي افکرم بنشين

 

مرا رسوا چو مجنون بيابان گرد مي خواهي

 

مکن اي نازنين ديگر از اين رسواترم بنشين

 

 

 

اینجا من هستم؛ سکوتی محض

 
سکوتی شکسته و درهم بخاطر هر روز ندیدن تو

 
اینجا من هستم ؛ تهی از زندگی و روزمره‌گی

 
خالی‌تر از همیشه؛ با کلافی درهم و پیچ در پیچ

 
معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستاده‌ام

 
اینجا من هستم با آوازی که هرگز نشنیدی

 
من هستم و سازی مبهم

 
اینجا من مانده ام تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم

 
من هستم و گلی پرپر شده از عشقی کور

 
من هستم و یکرنگی شکسته‌ام

 
اینجا در شهری دور من مانده‌ام به انتظار هر لحظه که میایی

 
در شهری خاک گرفته و غروبی تنگ

 
که سینه‌ام را هر آن می‌درد

 
اینجا من مانده‌ام و سرمایی که استخوانم را داغان کرده است

 
من هستم سیمایی شکسته‌تر از همیشه

 
اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان مشکی تو

 

 

2 نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 12:20 توسط ما |


طراح قالب
بهترینها برای ایرانیانبهترینها برای ایرانیان

پشتيباني
BLOGFA

--------- www.gada322@yahoo.comclick here for Add


This free script provided by
بهترینها برای ایرانیان

--------------------------