تبليغاتX
خدا حافظ دنیا


تنهایی....

خدا نگهدار عزيزم منم ميرم از اين ديار اينجا کسي منو نخواست تو هم منو تنها بذار

2 نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:53 توسط ما |

هر قطره اشک قصه ی....

هر قطره اشک قصه ی یک درد است

 
  چون حاصل عمر آدمی در این شورستان
جز خوردن غصه نیست تا کندن جان
خرم دل آنکه زین جهان زود برفت
آسوده کسی که خود نیامد به جهان
                   
   عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
   من که یک امروز مهمان تو ام فردا چرا؟
2 نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:48 توسط ما |

خیال کردم....

2 نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:46 توسط ما |

گـفـتـم گـفـتـی ولـی تـو بـاور نـکـردی

گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در

گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم

گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام

گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم

گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند

گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم

گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم

گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم

گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم

2 نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:44 توسط ما |

جاده خوشبختي

جاده خوشبختي در دست تعميره

دور بزن برگرد اين اسمش تقديره

پل رابطه در دست احداثه  

 تامين بودجه کار تو دست اندازه
چراغ هاي پارک همگي خاموشن 

 يه سري آدم اونجا يه چيز هايي ميفروشن
يه راننده ناشي يه راننده مسته 
 هر طرف ميري همه جا بنبسته
وقتي که عاشق بودن گناه 
 فرصت رابطه يک نگاه
معني سکوت تو صدامه 
 نپرس از من نپرس از عشق
دولت بيدار فقط تو خوابه
  منزل مقصود يه سرابه
عمر اين قصه عمر حبابه
  نپرس از من نپرس از عشق
فرشته ها رو خبر کنيد اين همه بس نيست
مشترک مورد نظر در دسترس نيست
تلفن امداد يک سره اشغال 
 اين پيش شماره که مال پارسال
پول نداره ولي اخلاقش بد نيست
وقتي پول نداره اخلاق ديگه مطرح نيست
خواستم بيام پيشت خيابونا شلوغ بود 
 اگه گفتم دوستت دارم شوخي کردم اونهم يه دروغ بود 
  اقا دل خوش بگو سيري چنده؟
پسرم گوش کن نصيحت مثل پنده 
  جاده خوشبختي در دست تعميره
دور بزن برگرد اين اسمش تقديره

2 نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:43 توسط ما |

نیازی ندارم

براي شکستن من يه اخم کافيه
نيازي به فريادت نيست

واسه اشک ريختنم سکوت تو کافيه
نيازي به قهر نيست

براي مردنم حرف رفتنت کافيه
نيازي به انجامش نيست ...

2 نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:37 توسط ما |

هم نفس قسمت من دوستت دارم يه عالمه..........

تو با مني.

هر جا برم.

مهر تو بنده جونمه.

عشقت نميره از سرم .

تو پوست و استخونمه.

يه دم اگه

نبينمت

يه دنيا دلتنگت ميشم.

نگاه دريايي تو

ابي روي اتيشم.

واست دلم واست جونم

واست تمامه زندگيم

از تو دوباره من شدم

با تو تموم شد خستگيم.

نم نم بارون چشام گواه عشق پاکمه.

هم نفس قسمت من,دوستت دارم يه عالمه.

قشنگ ترين خاطره ها با تو ,و از تو گفتنه .

ارامش وجود من

صداي تو شنفتنه.

تو با مني هر جا برم..............

هم نفس قسمت من دوستت دارم يه عالمه..........

2 نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 16:30 توسط ما |

دوستت دارم

اين منم که تو را مي خوانم

نه پري قصه هستم در آفاق داستان

و نه قاصدکي در يک قدمي تو

من يک انسانم

کسي که همواره به ياد توست

سالهاست با رودخانه و آسمان زندگي مي کنم

براي کفتران چاهي دانه مي ريزم

و ماه را به مهماني درختان دعوت مي کنم

اين تويي که مرا در تمام لحظات مي بيني

مي نويسم تا تمامي درختان سالخورده بدانند

که تو مهربانترين مهرباني

پس آرام و گرم مي نويسم

دوستت دارم

2 نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 16:27 توسط ما |

عشق تو.........

حفره ی خالی قلبم را پر از عشق تو کردم من با تمام وجود عشق تو را باور کردم ای تجلی عشق: آینه رنگ دلواپسی است . چشم هایی منتظر در تمنای نگاه مهربان توست دل بارانی ام بی تو بی فروغ وسرد است مرا از زرفای سیاهی به انتهای نور رسان می دانم" عشق" خورشید جاودان حضور توست.
2 نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 15:41 توسط ما |

مرا همینگونه بپذیر

خواستم صدایم کنی


زبانی نداشتی.


خواستم لمسم کنی


دستی نداشتی.


خواستم لمست کنم


جسمی نداشتی.


پذیرفتم بی کرانه گی ات را


پذیرفتم ,دست نیافتنی بودنت را


حالا تو هم خدای من!


مرا همینگونه که هستم بپذیر!

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:9 توسط ما |

چند اس ام اس

 گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت : با عشق ساخت...... با بي وفايي سوخت..... با جدايي مرد

******************************************

عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد، ولي نمي دانم چرا به تو كه ميرسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است!

***********************************************

 تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

************************************************

 معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو

**************************************

زندگي زيباست نه به زيبايي حققيقت حققيقت تلخ است نه به تلخي جدايي جدايي سخت است نه به سختي تنهايي

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:7 توسط ما |

من چه ساده ام و از صداقت سرشار ....

 

من چه ساده ام و از صداقت سرشار ....

اما...

دنیا پر از ریا ودروغ و مرا نیز اینگونه می خواهد...

امروز بر سادگی خود گریستم ...و یا نه....خندیدم

وقتی دیدم چه راحت به اتهام ساده دلی ،

دل دیگری را رنجاندم...

آیا گناه از من بود که بی ریا بودم؟...یا نه....

یا گناه از نگاه دیگران است که مرا ریاکار می خواهند...

چگونه تاب آورم این نگاههای سنگین را...

می گریزم و خود را تنها می یابم.

در تنهایی غرق سکوت می شوم...

سکوتی سنگین که راه فریاد را بر من می بندد

و چه زجرآور است فریادی که در درون

سینه ام حبس شده است...

کاش میمردم

دیگر طاقت این زندگی را ندارم

کاش می شد امشب که می خوابم دیگر بیدار نمی شدم


2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:6 توسط ما |

هر کاری که می کنم به خاطر توست

هر کاری که می کنم به خاطر توست

و هر چه که دارم تو به من داده ای

تمامی حرفهایت لبریز از عشق است

و تنها پناهگاه من آغوش توست

تمام آرزوهایم

و همه چیز در گذشته و آینده ام برای توست

تمام آن چیزهایی که دوستشان دارم

بتو ختم می شوند

linda

عشق يعني خاطرات بي غبار

دفتري از شعر و از عطر بهار

 عشق يعني يك تمنا يك نياز

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

 عشق يعني چشم خيس مست او

زير باران دست تو در دست او

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:5 توسط ما |

امان از نقطه چین هایی که غوغا میکنند...

 

قرارنبود آن وقت هایی تو به این زودی ها جایشان را عوض کنند.

قرار نبود اگر کسی خیالش از وفاداری دیگری راحت شد گنجشک های بی پناه حس اورا با تیرو کمان عادت نشانه بگیرند.

قرار نبود عشق هم مثل گیلاس و بوسه و عیدی اولش قشنگ باشد.

قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم.

قرار نبود با هوای شکستن دل دیگری بماند.

قرار نبود هر کس به هوای شکستن دل خودش بماند( به کدام هوا مانده ای تا بحال؟ )

قرار نبود بین عشق وقفه بیفتد.

قرار نبود غاشقی یک قرن در میان پشت تبرک چند خاطره مخمل گذشته تکرار شود.

قرار نبود کسی دیر کند تاخیر کند.

قرار نبود دیوانه ای برای شکستن دیوانگی طلب زنجیر کنئد.

قرار نبود عشق کسی را از دیگری سیر کند.

قرار نبود کسی جز خودمان روی دلها یمان تاثیر کند

 

*******************************************

 

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاك.....عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاك

عشق گاهی... ناودان گریه ی اشك بهار
عشق گاهی.... طعنه بر سرو است... در بالای دار

عشق گاهی .....یك تلنگر.... بر زلال تنگ نور
پیچ و تاب ماهی اندیشه ......در ژرفای تور



عشق گاهی می رود......... آهسته تا عمق نگاه
همنشین خلوت غمگین آه

عشق گاهی...... شور رستن در گیاه
عشق گاهی.... غرقه ی..... خورشید در افسون ماه



عشق گاهی.... سوز هجران است..... در اندوه نی
رمز هوشیاریست ....در مستی می

عشق گاهی.............................. آبی نیلوفریست
قلك... اندیشه ی.... سبز خیال كودكیست

عشق گاهی.... معجز قلب مریض
رویش سبزینه ای ....................در برگ ریز

عشق گاهی.... شرم خورشید است....... در قاب غروب
روزه ای با قصد قربت .....ذكر بر لب...... پایكوب



عشق گاهی..... هق هق.... آرام...... اما بی صدا
اشك ریز.... ذكر محبوب است.................... در پیش خدا

عشق گاهی طعم............. وصلت می دهد
مزه ی شیرین ....وحدت می دهد


عشق گاهی........ شوری هجران دوست
تلخی هرگز.............................. ندیدن های اوست
عشق گاهی یك سفر در شط شب
عشق پاورچین نجوای دو لب



عشق گاهی......... مشق های كودكیست
حس بودن با خدا ..............................در سادگیست

عشق گاهی.... كیمیای زندگیست
عشق در گل....................... راز ناپژمردگیست

عشق گاهی..... هجرت از من.... تا ما شدن
عشق یعنی با تو بودن.................... ما شدن

عشق گاهی بوی.................. رفتن می دهد
صوت شبناك تو را..................................... سر می دهد

عشق گاهی نغمه ای............ در گوش شب
عادتی شیرین.......................................... به نجوای دو لب

عشق گاهی...... می نشیند روی بام
گاه با صد میل................................. می افتد به دام



عشق گاهی......... سر به روی شانه ای
اشك ریز آخر............................... افسانه ای

عشق گاهی........ یك بغل دلواپسی
عطر مستی ساز....... شب بو اطلسی
عشق گاهی ..................................هم حكایت می كند
از جدایی ها شكایت می كند

عشق گاهی نو بهاری............................ گاه پاییزی سرخ زرد!
گاه لبخندی به لب های تو...................... گاهی كوه درد


عشق گاهی.... دست لرزان تو می گیرد..................... درون دست خویش
گاه مكتوب تورا ناخوانده ........................می داند زپیش



عشق گاهی راز پروانه است........................ پیرامون شمع

گاه حس اوج تنهاییست................................................. در انبوه جمع

عشق گاهی........................ بوی یاس رازقی
ساقدوش خانه ی.............................. بن بست ..............یاد مادری

عشق گاهی هم........................... خجالت می كشد
دستمال تر به پیشانی .......................عالم می كشد

عشق گاهی........... ناقه ی اندیشه ها را......... پی كند
هفت منزل را...... تا رسیدن.......................... بی صبوری طی كند

عشق گاهی..................................... هم نجاتت می دهد
سیب در دستی و صاحبخانه............. راهت می دهد

عشق گاهی ....................در عصا پنهان شود
گاه بر آتش............ گلستان می شود

عشق گاهی................................. رود را خواهد شكافت
فتنه ی نمرودیان......... زو رنگ باخت

عشق گاهی............................ خارج از................. ادراك هاست
طعنه ی لولاك.............. بر افلاك هاست


عشق گاهی............................. استخوانی در گلوست
زخم مسماریست................ در پهلوی دوست

عشق گاهی ......................ذكر محبوب است ............بر نی های تیز
گاه در چشمان مشكی.......... اشك ریز

عشق گاهی .......................خاطر فرهاد و شیرین می كند
گاه میل لیلی اش................. با جام مجنون می كند

عشق گاهی.................................. تاری یك آه بر آیینه ای
حسرت نا دیدن................ معشوق در آدینه ای

عشق گاهی.............................. موج دریا می شود
گاه با ساحل .....................هم آوا ........................می شود

عشق گاهی.............................. چاه را منزل كند
یوسفین دل را.................... مطاع دل كند

عشق گاهی ................................هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و.................................... هم نشین لاله شد

عشق گاهی............ در فنا معنا شود
واژگان دفتر................................. كشف و تمناها شود

عشق را گو............................. هرچه................... می خواهد شود

با تو اما.................... عشق......................... پیدا می شود
بی تو اما ....................عشق كی.......................................... معنا شود...؟

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:3 توسط ما |

خدایا

خستگی هامو ....

 

                                  غصه هامو ...

 

                                                              گریه هامو ...

 

آشفتگی های گاه و بیگاهمو ...

 

                                             بی تابی های بی پایانمو ...

 

گله هامو ...

 

                           تنهایی هامو ...

 

                                                           دلتنگی هامو ...

 

هیچ کدوم رو نمی تونم تحمل کنم !

 

                                                  خدای مهربونم !

 

تو چقدر بزرگی ...

 

که بار غصهء همه و بیشتر از همهء اینهمه آدمایی ... 

 

که اینهمه بیشتر از همه ای هستن که من میدونم

 

                                                            ... به دوش میکشي؟

 

*****************************

 

خدایا مدد کن که به سامان برسیم

 

چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم

 

یا من به یا رسم یا یار به ما

 

یا هردو بمیریم به پایان برسیم

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:59 توسط ما |

نیایش

 

 آرزوهایم را به زندگی پیوندی عاشقانه خواهم زد

خدایا خدایم باش وخدایی کن

 

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:58 توسط ما |

منو ببخش

منو ببخش عزیزم که از تو میگریزم

 

میسوزمو خاموشم تو خودم اشک میریزم

 

از لحظه ی تولد سفر تقدیر من بود

 

تنم اسیر جاده دلم اسیر تن بود

 

یه قصه ی تازه نیست خونه به دوشی من

 

هراس دل سپردن عذاب دل بریدن

 

دریای از مصیبت پشت سرم گذاشتم

 

وقتی به تو رسیدم دیگه نفس نداشتم

 

من مرده بودم اما دوباره جونم دادی

 

هم گریه ی من شدی عشقو نشونم دادی

 

اگه یه شب تو عمر چشمای من اسوده

 

همون یه خواب کوتاه زیر سقف تو بوده

 

اگه یه دسته عاشق یه شب پناه من شد

 

فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد

 

لحظه ی رفتن دستاتو میبوسم

 

باید برم حتی اگه اون جا بپوسم

 

منوببخش- منو ببخش که ناگزیرم

 

باید برم حتی اگه بی تو بمیرم

 

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:57 توسط ما |

درد دل با ....

هميشه انتظار کشيدن براي رسيدن، بهتر از هر گز نرسيدنه. هميشه

 عاشقي، رسيدن به معشوق نيست گاهي بايد از معشوق گذشت تا

عاشق بود، هميشه چشماي باز قشنگ نيست چون همه چيزاي دنيا ديدني نيست

 

******************************

آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را

ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني،

 آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را

 مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را

مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت

 را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا

 کني؟. بسوي کدام قبله نماز مي گذاري که ديگران نگذارده اند؟

 

*******************************************

 

بهترين معلمم کسي بود که بهترين چيز را به من اموخت دو خط روي تابلو

کشيد وگفت اين دو خط موازي هيچوقت به هم نميرسند مگر اينکه يکي

خود را بشکند عزيزم تا غرورت را نشکني به چيزي که مي خاهي نميرسي

 

 

gf

 

 

براي شکستن يه دل يه لحظه وقت کافيه . . . اما براي اينکه از دل در بياري

 شايد هيچ وقت فرصتي پيدا نکني . . . ميشه بعضي ها رو مثل اشک از

چشم بندازي . . . اما نميتوني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها

 از چشم جاري ميشه هميشه غمگين ترين و رنج آور ترين لحظات زندگي

 آدم توسط کسي ساخته ميشه که شيرين ترين و به ياد موندني ترين

 لحظات رو براي آدم ساخته.

 

********************************

 

هرشب از فرياد من بيداره خلق اما چه سود

آنکه بايد بشنود بيدار نيست

 

************************

 

دوري،عشق هاي کوچک را از بين مي بره.ولي به عشق هاي بزرگ عظمت

 مي ده، مثل باد که يه کبريت و خاموش مي کنه ولي شعله هاي آتش را

بزرگ تر مي کنه

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:55 توسط ما |

نامه ای به عشق

 

دلم آنقدر گرفته که می خواهم خلوتگاهی بیابم ودر انجا سرود غمگینی و

تنهایی را بسرایم وبر بخت بد خود اشک بریزم کاش کسی حال مرامیفهمید

 ویا لا اقل اندک زمانی گوش به حرفهایم میداد همیشه برای شکستن دل

یکدیگر نقشه میکشیم هیچکس نمی خواهد بادل شکسته ام همراه شود

 واوای رنجور مرا بشنود هیچکس به فکر ترمیم قلب های شکسته نیست

 همیشه خود را در مقابل قلبی شکسته وچشمانی گریان یافتم وهرگز

فرصت اینرا نداشتم که بپرسم چرا شکسته وبرای چه گریان شدم قلب

 خستهی من هرگز نمی تواند بی مبالات باشد زیرا که خود بارها وبارها درد

 تنهایی را کشیده وتجربه کرده است و میداند که تنهایی و هجران چقدر تلخ است.

           حتی تلخ تر غروب غمگینی دریا...

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:54 توسط ما |

غزلگریه های من

هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را

 نمي فهمد گريان مکن

 

nelii

 

 

سخنانیكه با مكث آغاز می شود رازی در آن نهفته است و سخنانیكه با

 اشك به پایان میرسد واقعیتی آشكار است

 

*****************************************

 

امشب می خواهم راز سر نوشتم را از نورهای سپید مهتاب بپرسم،می

خواهم عاشق ترین ستاره قلبم را در وجودم بیابم و آوازم را با تارهای

دلنشین عشق طنین انداز كنم،گمگشته من در مرزهایی دور از دلتنگی

 پرسه می زند،اما افسوس كه تردید من دریایی است بی كران كه

موجهایش حاصل سیل اشكی است در غروبهای دلتنگی.یاد تو در همه

شبهای من می درخشد،وقتی به افقهای روبرو نگـاه می كنـم نـور تـو را

 مـی بـینم كـه حـتی گمنام ترین قسمت های زمین را روشن كرده است

 

*************************************

زندگی فرصت بس کوتاهیست

 تا بدانیم که مرگ

آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست

مرگ هم حادثه است

 مثل افتادن برگ

 که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک

نفس سبز بهاری جاریست

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:52 توسط ما |

عاشق شدن

قبلا فکر می کردم ؛ عاشق شدن یه هنره ؛ کار هر کسی نیست ؛ سخته! بعد فهمیدم عاشق کردن چقدر از اون سخت تره ! دیدم این عاشق ماندنه که کار هر کسی نیست ! اما حالا فهمیدم اینکه : همیشه لیاقت عشقت رو داشته باشی از همه این چیزا سخت تره !!!

lp

*******************************************

آرزويم تو شدي فكر رفتن كردم سمت و سويم تو شدي تا كه لب وا كردم گفتگويم تو شدي در ميان سكوت شبهايم جستجويم تو شدي زير باران پر احساس خيال شستشويم تو شدي هركجا بودم من پيش رويم تو شدي... نازنين در تمام قصه هاي من هيچ كس جز تو نبود همه اويم تو شدي

 

***********************************

چه مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم

jk

***********************************

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ 

 

 

 

کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:51 توسط ما |

این حرف آخر منه من به خدا............دوستت دارم

 

چه جور بگم دوری تو برای من عذابه

 

رویای داشتنت دیگه برای من سرابه

 

آخه سخته تو عذابم روزوشب دارم میمیرم

 

توی هر لحظه و هر دقیقه دست مرگ و من میگیرم

**************************************

 

دلم امشب برای خنده هایت تنگ تنگ است

 

فقط در دستهای گرم تو مردن قشنگ است

*******************************************

 

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش

 

ولی آهسته میگویم خدایا ...بی اثر باشد

 

یعنی اینکه خدایا مرگ من جدی نگیری یه وقت! شوخی کردیم !!!!

 

gtr

 

کاشکی میشد نیمه شب

 

با هم دیگه دعا کنیم

 

خدای آسمونا رو

 

با یک زبون صدا کنیم

 

بگیم خدای مهربون

 

مارو ز هم جدا نکن

 

هرگز به عشق دیگری

 

ما رو تو مبتلا نکن

 

*********************************************

 

رفتی و از فتن تو یه عمره فاصله دارم

 

بذار بهت راحت بگم از قلب تو گله دارم

 

گله دارم از تنهایی تو این روزای بی کسی

 

بگو آخر یه روز میای به داد قلبم میرسی

 

منو ببخش اگه همش میگم ازت گله دارم

 

این حرف آخر منه من به خدا............دوستت دارم

 

 

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:46 توسط ما |

حرف دل

کاش اونجا هیچکسی نبود           یه وقتی با تو دوست بشه

 

تو نازنین من بودی              مثل حالا تا همیشه

 

کاشکی به جز من هیچکسی            اینقدر زیاد دوست نداشت

 

یا که دلت عشق من و              اول عشقاش می گذاشت

 

کاش یه پرنده بودی و               من واسه تو دونه بودم

 

شک ندارم اون موقع هم            اینجوری دیوونه بودم

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:26 توسط ما |

به نام تنها امید باقی موندم

 

شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره    

 

واسه هر کسی که میگم  قصه شو آتیش می گیره

 

تو چرا از اینجا رفتی تو که مثل قصه هایی

 

گله ام از چه چیزی باشه نه بدی نه بی وفایی

 

شب رفتنت که رفتی گفتی دیگه چاره ای نیس

 

دیدم اون بالاها انگار عکس هیچ ستاره ای نیس

 

شب رفتنت پاشیدم همه اشکامو تو کوچه

 

قول تو آروم گذاشتم پیش قرآن لب طاقچه

 

برو تا همه بدونن سفرم  انقدرا بد نیس

 

واسه گفتن از تو اما هیچکی شاعری بلد نیس ...

2 نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 20:10 توسط ما |


طراح قالب
بهترینها برای ایرانیانبهترینها برای ایرانیان

پشتيباني
BLOGFA

--------- www.gada322@yahoo.comclick here for Add


This free script provided by
بهترینها برای ایرانیان

--------------------------